تبليغاتX
به خته وه ري

 اکبرالقراء استاد مصطفي اسماعيل از مشاهير و نوابغ علم قرائت قرآن در جهان اسلام است که کلام خدا را با آهنگي بسيار لطيف و دلنشين و با الحاني منطبق با معاني و مفاهيم الهي تلاوت مي کند . وي استادي است بي بديل که در فن قرائت سبکي بسيار ممتاز دارد . مردي است که تمامي قاريان جهان در آستان پر از معنويتش سر تعظيم فرود مي آورند و همه به او عشق مي ورزند .

به راستي که تلاوت شيوا و ممتاز قاري برجسته اي چون مرحوم استاد مصطفي اسماعيل که توأم با دلپذير ترين نغمات آسماني و کلام روح بخش آيات الهي مي باشد جان را طراوت و آرامش مي بخشد و اينچنين است که رسول خدا صلي الله عليه وسلم مي فرمايند «صداي نيکو زينتي است براي قراء». قاريان مبرز و اهل فن بر اين عقيده اند که صوت محزون مرحوم استاد مصطفي اسماعيل داراي صفا و پختگي و جذبه اي روحانيست که به دلهاي مستمعين مي‌نشيند و از گيرايي خاصي برخوردار است .

مصطفي را ، نه تنها قرائت او بلکه تواضع و جوانمردي اش دوست داشتني مي کند . وقتي سوره احزاب را مي خواند مردم چنان فرياد به تحسين اومي گشايند که مجلس به خود مي لرزد و وقتي در اثناي قرائت با تواضع و افتادگي از مردم اجازه پايان قرائت خود را مي خواهد ، آن ها به او اصرار مي ورزند و از او ادامه قرائت را التماس مي کنند . او نيز مي خواند و آنگاه يکي از قرائت هاي استثنايي تاريخ را مي آفريند و سوره الحاقه را چنان مي خواند که مستمعين را هوش از سر به در مي شود . تلاوتهاي مرحوم استاد مصطفي اسماعيل تا اعماق جان انسان رسوخ نموده و مستمع را به انديشيدن در آيات الهي قرآن و پند و عبرت گرفتن از کلام پروردگار متعال ترغيب مي‌کند . بجاست در اين زمينه به سخنان حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي که در جمع قاريان و کارکنان راديو قران ، ايراد فرموده اند توجه کنيد :

«هنر قاري قران اين است که هرچه بيشتر معاني قران را در ذهن مستمع مجسم بکند ؛ به اين نکته توجه کنيد : اينکه ميبيند يک تلاوت گري يکدفعه گل ميکند و اهل نظر و اهل بصيرت او را قبول ميکنند بي جهت نيست يک علتي دارد . شيخ مصطفي اسماعيل يا عبدالفتاح و اساتيدي از اين قبيل کساني هستند که وقتي قرآن مي خوانند شما مي‌بينيد مفاهيم قران در ذهنشان مجسم است ؛ احساس مي کنيد او دارد مفاهيم را به شما ميدهد نه حرف را ؛ علت (شهرتشان) اينها هست لذاست که اينها در همان منطقه خودشان هم معروف مي شوند و ديگران و شاگردهايشان مقلد اينها مي شوند . و شما نگاه کنيد بين اين قراء بزرگ ؛ مثلا شيخ مصطفي اسماعيل که من دقت کردم و شايد ديگران هم همين طور باشند من نديدم جايي در وقف مطلق مصطفي اسماعيل نايستد ؛ معمولا مي ايستد ؛ شما هم بايستيد ؛ اين ايستادن صدا را زيباتر و دلنشين تر مي کند و هم معني ؛ اين هم يک نکته بود

شيوه اي را که مرحوم مصطفي اسماعيل در علم قراءات مبتکر آن بوده است شاهکاري برجسته است که در آن قاري قرآن همزمان با تلاوت و بيان علم تجويد قادر است تا مفاهيم آيات الهي را به مستمعين برساند و تجسم عيني مفاهيم عميق قرآني را ايجاد نمايد و اينچنين است که جوهر و بطن قرآن کريم در لحن زيباي قاري گرانقدر و ارجمندي چون مرحوم استاد مصطفي اسماعيل مي درخشد . مرحوم استاد به کليه قراءات سبعه و راويان قراء تسلط و چيرگي خاصي داشت و با قرائت گوناگون قرآن کريم را تلاوت مي نمود ، اما اکثراً به قرائت ورش مصري به تلاوت آيات مبادرت مي ورزيد .همچنين او به تمامي مقامات و الحان قرآني مهارت و استادي وافري داشت بطوري که اهل فن او را يگانه مقري قرآن مي دانند .

مصطفي در ناحيه طنطا از کشور مصر متولد گرديد و تحت آموزش اوليه استاد سيد البدوي قرائت قرآن را فرا گرفته ، سپس در ناحيه طنطا در مؤسسه الاحمدي به همراه شيخ خليل الحصري در محضر شيخ «ابراهيم سلّام» که از بزرگترين اساتيد آن زمان بود به تحصيل علوم عالي قرائت پرداخت . زماني که مصطفي براي اولين بار به شهر قاهره مسافرت کرد ، در ملاقات با شيخ محمد رفعت قرائت قرآن نمود ، آنگاه امام القرّاء دستانش را در ميان گرفته ، آينده اي درخشان را به او نويد داد . او که يک نابينا بود با چشم بصيرت مصطفي را به خوبي شناخت و زيبايي کار او را در اعماق وجود خويش احساس کرد .

مصطفي يکي از اساتيد مسلم علم قرائت است ، استادي که با آشنايي با نغمات و مقامات موسيقي و علم تجويد ، بهترين و بالاترين قرائت ها را آفريده است . او مي گويد : « طريقه تجويد و صوت قرآن کريم بر پايه حدود 18 مقام استوار است که برخي از آنان عبارت اند از : بيات و مشتقات آن... صبا ، شور ، حجاز ، رست ، سه گاه ، عجم ، مرمل ، نهاوند ، عشاق و ... » از نظر مصطفي يک قاري قرآن که داراي صوتي زيباست ناگزير است که با موسيقي آشنا باشد و نيز وقف و ابتدا را بايد بداند ، اما اين همه در شرايطي است که قاري به اصول تلاوت خللي وارد نساخته و حق آيات را ادا کند . صوت خوش در آيات و احاديث نيز پسنديده است و همواره مورد تاييد بوده است . آنجا که حضرت رسول (ص) فرمودند : « قرآن را با صوت زيبا ، نيکو بخوانيد » و همچنين مي فرمايند : « آن کس که قرآن را با تَغَنّي و آهنگ قرائت نکند از ما نيست ». همه مي دانند مقصود از غنا و آهنگ در اينجا صوت نيکوست . صوتي که حق تلاوت را آن چنان که مورد رضاي خداست فراهم مي سازد .

مرحوم استاد حصري درباره صوت استاد مصطفي اسماعيل مي گويد « او از جمله قاريان ممتازي است که در بيان الحان قرآني تسلط و استادي خاصي داشت.

از نظر مصطفي يک قاري قرآن بزرگترين و بهترين سفير براي اسلام و کشور خود مي باشد . وي در اين راستا عنوان مي کند که در سفري که در سال 1352 به ترکيه داشته است استقبال زيادي از سوي مردم و مقامات کشوري صورت گرفت ، تا آنجا که نخست وزير ترکيه خود شخصاً به استقبال و ديدار با وي آمدند و به همراه وزير فرهنگ به مدت نيم ساعت با وي به گفتگو نشستند ، پس از آن قرآني را که حروف آن با آب طلا نوشته شده بود ، به او هديه کردند . و نيز طي مسافرت هايي که به لبنان داشت از سال 1353 به مدت 3 سال در ايام ماه مبارک رمضان به تلاوت قرآن در اين کشور پرداخت ؛ در اينجا نيز به او نشان درجه يک کشور را اعطا کردند . شيخ مصطفي اسماعيل به کشورهاي بسيار زيادي در اقصي نقاط جهان مسافرت کرده است . وي مي گويد : « يک قاري قرآن در قلوب مسلمين جهان جايگاه ويژه اي دارد . مردم از او استقبالي شايسته شخصيت او به عمل مي آورند ، حتي از زماني که قدم در فرودگاه آن ديار مي گذارد ، روزنامه ها و مجلات پيرامون تاريخ زندگي او و تاريخ کشورش ، مقالات بسيار مي‌نويسند و راديو و تلويزيون نيز در اين رابطه به پخش برنامه هايي اهتمام مي ورزند ».

رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه اي به تلاوت هاي مصطفي اسماعيل علاقه وافري دارند . ايشان مي فرمايند : « علّت شهرت اين قاري اين است که به هنگام تلاوت مفاهيم و مضامين را در ذهن مجسم مي کند...»

آري استاد مصطفي ، از اساتيد برجسته اي است که چون تلاوت مي کند ، هر جا که شنونده اي باشد بي اختيار به تحسين و تشويق او لب مي گشايد . آنگاه که لفظ (ماءِ) را تلاوت مي کند ، چنان مي خواند که مستمع آب را در مقابل ديدگان مجسم مي کند . اين حالت در تمامي کلمات و آيات مشهود است .

از مشهورترين اماکني که استاد در آن مکان ها به تلاوت قرآن پرداخته است ، مسجد جامع اموي ، جامع کبير در لبنان ، مسجد امام حسين (ع) در عراق ، مسجدالاقصي ، مسجدالحرام و مسجد جامع کبير در پاريس را مي توان نام برد .

اين اساتيد بزرگ علم قرائت قرآن علاوه بر تلاوت هاي مجلسي ، تمامي قرآن کريم را نيز به شيوه ي تحقيق و ترتيل قرائت کرده است که در اکثر کشورها ، شيفتگان کلام الهي ، به تلاوت هاي زيباي او گوش جان سپرده ، از آن بهره ها مي گيرند و قاريان بسيار با استماع تلاوت هايش دراين راه به مراتب اعلي در قرائت قرآن رسيده اند . تلاوت هاي اين استاد مسلم علم قرائت همه هفته از راديو قرآن جمهوري اسلامي ايران به سمع دوستداران تلاوتهاي ايشان مي رسد .

سرانجام شيخ مصطفي اسماعيل پس از عمري پربار ، در حالي که شيفتگان بيشماري از تلاوت هاي دلنشين خويش برجاي گذارده بود ؛ در سال 1359 ه.ش. در شهر قاهره به سوي معبود شتافت و بدين سان جهان اسلام در غم از دست دادن نابغه اي - که سراسر جهان به عظمتش معترف بود - سوگوار گرديد . فردي که با صوت و لحن دلنشين اش توانست بسياري را فراسوي دين مبين اسلام رهنمون سازد . همانگونه که خود بارها گفته بود : يک قاري قرآن بزرگترين سفير قرآن عزيز است .

 

+ نوشته شده توسط یادی در چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389 و ساعت 13:28 |

 بسم الله الرحمن الرحیم

 عرش و عالم جز طلسمي بيش نيست        اوست پس اين جمله اسمي بيش نيست   

 درنگر، كاين عالم و آن عـالم اوست              نيست غير از او، وگر هست او،هم اوست     

 ذره ذره در دو گـيتي فـهـم تـسـت                هـر چـه را گـوي خـدا آن وهم تست          

عـقل در سـوداي او حيـران بـماند                 جـان ز عـجز انـگشت در دندان بماند         

هين‌مكن‌چندين قياس‌اي‌حق‌شناس              زانـكه نـايد كـار بيچون در قـياس             

    

                         (  به وبلاگ ما خوش آمدید و با بهترین آرزوها  )    

     پيامبر اكرم (ص):

    اعمال همه بندگان در مقايسه با اعمال مجاهدان در راه خدا، همچون قطره‌ي آبي است كه پرستويي با منقار خود از آب دريا بر‌مي‌گيرد.

+ نوشته شده توسط یادی در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 و ساعت 9:36 |

رهنمود هاي از امام شافعي «رض»

1 - بعد از اداي فرايض هيچ چيزي بهتر از طلب علم  وسيله ي تقرب و نزديكي به خداي عزوجل نيست .

2 - علم جويي از نماز سنت برتر است .

3 - دانشمندان با اختيار و انتخاب خويش و نادانان به ناچاري و اضطرار بي بضاعت مي شوند .

4 - انسان در جهان جز به اين چهار خصلت به درجه ي كمال نمي رسد :ديانت ‌، امانت، صيانت از گناهان و  وقار و سنگيني .

5 - برد عقل مانند برد چشم حد و مرزي دارد كه به آن حد و مرز منتهي مي گردد .

6 - عاقل كسي است كه عقلش او را از هر رفتار و كردار و گفتار زشتي باز دارد .

7 - كسي كه نتواند حداقل سي سال با دشمنش در يك ظرف سفالين غذا بخورد ،عاقل به شمار نمي آيد .

8 - نخستين امري را كه وسيله ي تربيت فرزندان قرار مي دهي اين است كه قبلاً خود را تربيت كني .بعد آيه هاي كتاب خدا «قرآن »را به آنها بياموز ولي نه به طور فشار و اجبار كه آنها را ملول و خسته كني و نه در حد اهمال كه بكلي آن را كنار بگذارند سپس پر عفت ترين اشعار را براي آنها نقل كن و احاديث و ارزشمند ترين سخنان را براي آنها باز گو كن .

9 - كسي كه بر اثر ندانستن مطلبي به او خنديده باشند آن مطلب را هرگز از ياد نخواهد برد .

10 - تكبر و خود بزرگ بيني مولد تمام عيب ها است .

11 - به بهانه ي وقار و حفظ شخصيت دوري از تفريحات معقول و سالم ،سبك مغزي و كم فكري است .

12 - به بهانه ي اطمينان از محبت برادرت هرگز در اداكردن حق او كوتاهي مكن .

13 - كسي كه در رفتار با او ناچار به مدارا با وي باشي آنكس برادر تو نيست .

14 - همنشيني با كسي كه از ننگ و عار باكي ندارد ننگ و عاري است براي روز قيامت .

15 - كسي كه به طور خصوصي برادرش را اندرز دهد اخلاص خود را نشان داده و او را زينت بخشيده است و كسي كه در ميان مردم او را اندرز دهد او را مفتضح و معيوب كرده است .

16 - از فرو مايگي و پستي به شمار مي آيد اين كه مردي بخاطر دستيابي به چيزي از داراي زن حقارت و ذلت را تحمل كند .

17 - مرووت چهار پايه است :حسن اخلاق ،  سخاوت و بخشندگي ، تواضع و كم گرفتن و دينداري و پرهيزگاري .

18 - مروت عفت اندامها است از پوچگراي و بي بند و باري .

19 - جوانمردي زيب و زيور اندامها است .

20 - گشاده روي با تمام مردم موجب پيدايش همنشينان بد است و ترشروي با همه ي مردم سبب ايجاد عداوت و دشمني مي گردد ،پس مصلحت اين است كه نه با همه خوشرو و نه با همه ترشرو باشي .

21 - اگر مردي خود را چنان سفت كند كه مانند تير راست گردد ،باز در ميان مردم كساني با او عناد و دشمني مي ورزند .

22 -  هر گاه برايتان روشن شد كه حديثي صحيح است به آن عمل نماييد و قول مرا ترك كنيد .

23 - من با هيچ كسي بحث و مناظره نكرده ام كه دوست داشته باشم او اشتباه كرده باشد .

24 - دوست داشتم كه مردم اين كتابها را بياموزند و علوم و معارف را از آن دريافت نمايند و آن كتاب ها را به من نسبت ندهند .

25 - من اين كتاب ها را تأليف كرده ام و از هيچ تلاش و كوششي در باره ي آنها كوتاهي نكرده ام امّا با اين حال حتماً غلط و اشتباهي در آنها وجود دارد زيرا خداوند متعال در كتاب خود فرموده است :«و اگر قرآن از طرف غير خدا مي بود شما در آن خلاف و زد و نقيض هاي زيادي مي يافتيد » پس در اين كتاب هايم هر قولي را يافتيد كه مخالف كتاب و سنت بود من از آن قول پشيمانم و از آن برگشته ام .

 

+ نوشته شده توسط یادی در شنبه سی ام آذر 1387 و ساعت 23:47 |

بسم الله الرحمن الرحيم

دين اسلام به عنوان بزرگترين دين اخلاق است که تمام حالات يک مسلمان را از بزرگ و کوچک در نظر مي گيرد و به تمامي جنبه هاي فردي واجتماعي اهتمام مي ورزد. رسول اکرم( ص) مي فرمايند: همانا من مبعوث شدم تا تمام کننده بهترين اخلاق ها باشم.(روايت احمد)

همچنين ميفرمايند: کامل ترين شما در ايمان کساني هستند که نيکوترين اخلاق ها را داشته باشند. فرداي قيامت، نزديک ترين جايگاه به رسول الله ( ص)  از آنِ كسي است که نيکوترين اخلاق را دارا باشد .

همانا يكي از مهمترين معيارها و نشانه‌هايِ اخلاقِ نيکو، «حياء» ميباشد؛ زيرا رسول اکرم ( ص)  ميفرمايد: هر ديني داراي وصف و نشانه‌ايست و وصف و نشانه‌يِ ممتازِ اسلام، حياء مي‌باشد و در حديثي ديگر ميفرمايند: حياء شعبه‌ايي از شعبه‌هاي ايمان است و حياء همه‌اش خير است و فقط خير و خوبي را به ارمغان مي‌آورد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط یادی در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 و ساعت 23:8 |

از سخنان پيامبر(ص)

درد و بهبودی در پشه

« إذا وقع الذباب في شراب أحدكم فليغمسه ثم لينتزعه فإن في إحدى جناحية داء وفي الأخرى شفاء: چنانچه پشه در نوشيدنی کسی از شما بيفتد (يا بنشيند)، آنرا در آن نوشيدنی فرو ببرد و کمی پس از آن آنرا در بياورد. در يکی از بالهای آن بيماری و در ديگری بهبودی نهفته است». (اين حديث از جمله در کتاب "بخاری" آمده است. و در حديث ديگری "افتادن پشه در غذا و ماليدن آن به غذا" نيز آمده است).

اين حديث می گويد که در يکی از بالهای پشه بيماری و در ديگری بهبودی نهفته است. و اين درست است. يکی از بالهای پشه باکتريها را به کنار خود می برد و هنگامی که پشه در آب يا غذا می افتد آن باکتری يا باکتريها در نوشيدنی يا خوردنی رها می شود. و در نزديکی بال ديگر آن ماده ضد آن باکتری دارد. با زدن آن پشه به درون نوشيدنی و يا ماليدن آن به محل افتادن آن در غذا، آن ماده ضد باکتری، باکتريها را می کشد.

+ نوشته شده توسط یادی در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 و ساعت 22:14 |


Powered By
BLOGFA.COM